اهمیت تحصیلات

دانشجویان خاورمیانه ای من را دیوانه کرده اند. زندگی خانوادگی در ایشان اینقدر پررنگ است که تحصیلات جزو کوچکی از زندگیشان هست. مخصوصا دخترها که بچه و کلفت و راننده و مهمان داءم دارند. برای یک جلسه پنج تا قرار می گذارند ساعت را هی عوض می کنند و در لحظه آخر کنسل می کنند. بهانه ها هم از این قبیل است که بچه م مریض شد . راننده م راه را گم کرد. با کلفتم دعوا کردم. مهمان داشتم و غیره و به نظرشان کاملا هم موجه و منطقی است. خوب خانم جان حالا شما مجبور نبودی فوق لیسانس بگیری . مقایسه کنید با مشکلات دانشجویان بچه دار انگلیسی. پرستار بچه ساعتی پیدا نکردم. توی صف خانه دولتی هستم . بی خانه هستم و غیره. 

هیچ نظری موجود نیست: