مبارزه یواش

من از دو تا مبارزه یواشی که زنان ایران و در کنارشون بعضی مردای ایران (نمی گم ایرانی چون من خودمم که اینجا نشستم لب رود تیمز ایرانی می دونم ولی برای ایران کاری نکرده و نمی کنم و احتمالا نخواهم کرد) شروع کرده اند و ادامه خواهند داد اینجور که بوش میاد خیلی مفتخرم (می تونین به من بگین به تو که اونجایی و کاری نمی کنی ربطی نداره. قبول می کنم ) . یکی مبارزه مستمر و یواشی که سالهاست با حجاب اجباری دارند. یکی مبارزه مستمر و یواشی که با کار کردن زنان و مسند گرفتنشون دارند. مبارزه ای که من با هردوی اینها کردم در طول بیست و هشت سالی که ایران بودم این بود که تلاش کنم بیام از اون مرزها بیرون که دیگه مجبور نباشم. در کارم به جایی رسیدم که دیگه هر جا برای پوزیشن بالاتر اپلای می کردم به خاطر زن بودنم کار رو به من نمی دادند. شرکتهای دولتی و شرکتهای ظاهرا خصوصی با مدیریت حاج آقاها واقعا جایی برای مدیران ضعیفه لچک به سر ندارند. و من اصلا جرءت حوصله و انگیزه ماندن و جنگیدن را نداشتم. اینجا هم ندارم ها. اینجا هم حالا حوصله رقابت در شغلهایی که بین من و یک زن سفیدپوست انگلیسی باید انتخاب شود ندارم. رفتم دانشگاه جایی که انسانها با هم برابرند فقط هرکی تقواش بیشتره گرامیتره. جایی که هر دانشگاهی خارجی و معلول و زن و گی (اینها در هر جامعه ای کنار هم حساب می شن ولی خودشون کنار هم نیستن) داشته باشه اصلا براش مفیده و می تونه تبلیغات کنه. می خوام بگم خیلی خوشحالم که اونایی که مونده ن به جای سوختن و ساختن دارن یک کاری می کنند که اوضاع رو قابل تحمل و بهتر کنن بدون جنگیدن و خونریزی. همه ش رو هم من معلول دانشگاههای بی کیفیتی می دونم که مثل قارچ از هر دهکوره ای دراومده ن و نسل قبلی رو با هر سطح سوادی با محیط دانشگاه و یکسری حقوق حداقل آشنا کرده ن. اگر سواد دانشجو رو زیاد نکرده ن ولی آگاهی کلی شون رو زیاد کرده ن و به شون اعتماد به نفس داده ن. سوشال مدیا رو علت نمی دونم. ابزاریه که خوب موقعی اومده. کمک می کنه ولی آدمهایی که ازش استفاده می کنند مهمند که آگاهند. مقایسه کنید با استفاده ای که جوانهای ایرانی از سوشیال مدیا می کنند در هنگام انتخابات. با استفاده ای که جوانان همسایه - افغانستان و پاکستان- می کنند در هنگام انتخابات. من خود به چشم خویشتن دیدم که در زمان انتخابات پیشین افغانستان بحث داغ سوشیا مدیا و چیزی که خیلی اکتیویست های افغان روش فکوس کرده بودند این بود که یکی از کاندیداها حرومزاده است و پدرش معلوم نیست. خواهش می کردن که آگاهی رو منتشر کنید تا یک حرومزاده رءیس جمهور نشه. خوشبختانه روزی رو نمی بینم که این در انتخابات ایران دغدغه باشه. ما از این سطح گذر کرده ایم مدت کوتاهی ست و این به مدد دانشگاه رفتن دختر و پسر هر دستفروش و راننده تاکسی ای بوده. ممکنه قصد از تاسیس دانشگاههای پولی ایران اصلا آگاه سازی و انتشار علم نبوده ولی نتیجه جانبی ش که آموختن یکسری شءونات و حقوق اولیه جامعه مدنی بوده باعث شده که فارغ التحصیلانشان برای خودشون یکسری حقوق و استاندارد فکری و گفتاری قاءل باشند و این بزرگترین خنجریه که توتالیترین نادان به خودش زده. آگاه سازی میلیونی مردم به همراه کارتونها و برنامه کودکی که اصول مبارزه خفیف و هرروزه و تن ندادن رو به دیکتاتور به بچه های این نسل آموزش داده. 

۱ نظر:

ناشناس گفت...

واقعا جالب بود. هیچ وقت این جنبشو ندیده بودم و همیشه فک میکردم ارزش مدرک و اعتبار دانشجو رو پایین میاره. ایمان