از هالیدی تا هالیدی

بعد از ده سال زندگی در خارجه و تمام شدن درس و خرحمالی و رفتن به سرکار عین آدمهای عادی که بعد از ظهرها و تعطیلیهاشون رو کار نمی کنند بالاخره فرق زندگی ایرانی و انگلیسی رو کشف کرده م. در زندگی ایرانی آدمها می رن سرکار و پول در میارن (یا می شینن خونه و پول دریافت می کنن) بعد با پولهاشون مهمونی می گیرن هزاران فامیل و رفیق دست دیزی رو دعوت می کنند متلک می گن و می شنوند و حاشیه های این مهمانی ها خوراک سرگرمی می شه تا مدتها. چون به هرحال یکی از یکی دلخور می شه یکی حسودی می کنه یکی بچه دار می شه یکی طلاق می گیره و خلاصه این زندگی کودیپندنت ادامه پیدا می کنه. توی غم و شادی هم دیگه شریک می شن تا وقتی که البته نیاز به پول یا زحمت باشه که اونوقت قطع رابطه می شه تا طرف نیازمند اوضاعش دوباره روبه راه بشه. مسافرت هم همینه. همه گله ای می رن ویلا یا تور و خارج مارج. واسه اینکه انسان اگر یک دقیقه سکوت کنه ممکنه مجبور شه کمی فکر کنه و این خطرناکه. پس ایرانیها از مهمونی به مهمونی زندگی می کنند وسطش هم گاهی کار می کنند.
در خارج هم مردم کار می کنند و پول درمیارن ولی پولهاشون رو برای شخص خودشون یا فوقش همسر و بچه هاشون خرج می کنن. اینه که از قبل سفر بوک می کنند می رن رستوران کمپینگ یا قایق رانی. برای مهمون دعوت کردن هم باربکیو می دن که هرکس غذای خودش رو بیاره. یا می رن رستوران. هرکی هم مریض شد براش با پول دولت یا خودش پرستار می گیرن و بقیه می رن اسکی. پس خارجیها از هالیدی به هالیدی زندگی می کنن و اون وسطها هم کار می کنند.
هنوز مطمءن نیستم کدوم روش رو دوست دارم. ولی اولی رو که سالها امتحان کرده م و دیده م نهایتا برای زنها و احتمالا مردهای ایرانی جز آرترز و افسردگی چیزی نداره. دومی هم البته آخرش به پرستار ختم می شه. تازگی ها هر وقت می گم می گن فلان کار ضرر داره و من می گم حالا من صدسال هم نمی خوام عمر کنم به ام می گن تو بی ادبی. چون که نسل قدیم که حالا شصت هفتاد سالشه حالا قصد کرده که صد سال عمر کنه و اینکه من می خوام قبل از صد سالگی بمیرم توهین به عمر پربار نسل بی خاصیت مولد انقلاب و جنگ و رکود محسوب می شه. من که می می دونم با پیشرفت علم پزشکی همه مون قراره با بی زاری افسردگی و هیچ کار نکردن در کنار هم دویست سال زندگی کنیم. پاشین حداقل هالیدی هاتون رو بوک کنین . 

هیچ نظری موجود نیست: