نهضت نانوایی

این که زن های همسن من و جوونتر روی آورده ند به آشپزی و شیرینی پزی و نانوایی برای اشتغال یا تفریح در یک جامعه نرمال هیچ ایرادی نداره. در جامعه زن ستیز ایران ولی خیلی غم انگیزه. دو تا احتمال رو نشون می ده. یکی اینکه این دخترها همیشه دلشون می خواسته آشپز / نانوا باشند ولی به این دلیل که زن سمبل کهتری ه در جامعه جنسیتی ایران دیگه نمی تونه مشاغلی که اونها هم سمبل کهتری هست در جامعه طبقاتی ایران رو اختیار کنه. می شه قوز بالاقوز. زن ناقص العقل باید حتما دکتر بشه یا مهندس که کمبود طبیعیش رو جبران کنه. احتمال دیگه اینکه این زن ها می خواسته اند واقعا که دکتر و مهندس باشند ولی سقف شیشه ای نذاشته یا خوشگل بوده ن و خیلی زود شوهر کرده ن و دیگه جزو انتخابهاشون محسوب نمی شه. یک همکلاسی بلندپرواز داشتم در دبیرستان زیبا و باهوش و هدفش این بود که دندون پزشک بشه و بره آلمان ترتیبش خیلی مهم نبود. ولی توی دانشگاه با پسری از یک خانواده پولدار ازدواج کرد. آلمان رفت آخرش ولی حالا فقط نون می پزه. ایرادی که نداره من خودم اگه استعداد داشتم حتما نون می پختم. ولی مطمءن نیستم که دلیل نون پختنش از علاقه ست یا داره عمق تنهایی هاش رو با نون پر می کنه. به همون غم انگیزیه که خواهر من که یک موقعی بهترین آشپزی بود که می شناختم کلا داره تاریخ رو کتمان می کنه که هیچوقت کدبانوی خوبی بوده و سعی داره با آشپزی نکردن این مهارتش رو پنهان کنه. این هم به همون غم انگیزیه . پنهان کردن مهارتها یا علایقمون چون که زنیم و داءما در بحران هویت. در حال اثبات روشنفکری شادی خوش هیکلی و رهاییمون به بقیه. باباجان قرمه سبزیتو بپز حالتو بکن. چاق و لاغر شو حالتو بکن. شاد یا درخود باش حالتو بکن. پیر و تلخ که شدین بهتون می گم که عمرتون رو هدر دادین که با علایق جامعه چلاق ایرانی که خودش هم نمی دونه از جون شهرونداش چی می خواد هماهنگ بشین. فمیینیست سوپرمدل می خواد. روشنفکر کدبانو می خواد. دوشیزه مهتاب ندیده می خواد که در رختخواب زفاف آتشفشان کنه . زن  مستقل می خواد که برای سفر رفتن اجازه بگیره. زن برابر می خواد که همه کارای خونه رو هم بکنه. شاد و خوشبین هم باشه وقتی توی خیابون انگشتش می کنن. درونگرا و فاجعه بین هم باشه موقع مشروب خوری و فیلم دیدن. خدا یه عقلی به شما بده یه صبری به من. 

هیچ نظری موجود نیست: