حیف از جوونیاتون.

یک دانشجوی دکترای ایرونی داشتم. وقتی می خواستم بگیرمش همکار پرفسور چینی ام گفت ببین این نه ساله اینجاست با دو تا فوق لیسانس دکترا رو داره اپلای می کنه واسه پاسپورت حواست باشه. گفتم عیب نداره فوقش هم من به این بنده خدا کمک می کنم پاسپورت بگیره. پسر مرتب و مودبی ام بود. سروقت می اومد و انگیزه ش هم مثل بقیه ایرونی ها خوب بود. وقتی داشتم دانشگاهو عوض می کردم به اش گفتم می خوای بمونی یا می خوای بیای با من. گفت نه میام. فقط به نظرت حالا که پاسپورتمو گرفتم برم اروپا یا بمونم؟ گفتم برو. من بهترین کیفیت دانشگاه رو سوییس تجربه کردم . مجانی هم هست. یا برو اسکاندیناوی بابت درس خوندنت حقوق بگیر. به این برادر مشنگم هم همین رو می گم که مشغول حال و حوله و گوش نمی کنه. گفت حالا به ات می گم. ازش دیگه خبری نشد. ازش خبر میاد که هی داره کارهای پارت تایم احمقانه می گیره و عمرش رو تلف می کنه. همکار چینی ام حق داشت. حیف از جوونیاتون به خدا. 

هیچ نظری موجود نیست: