آفت دموکراسی

سیستم قضایی انگلیس قرنهاست اینطور کار می کند: قوانین توسط احزاب به مجلس عوام برده و تصویب می شود. وقتی قانون خیلی مهم باشد احزاب به نمایندگان خودشان دستور می دهند که رای خاصی بدهند. نماینده ای که سرپیچی کند - مثلا براساس رای مردمی حوزه خودش که خلاف رای کلی حزب است رای دهد- می تواند استعفا کند یا منتظر شود که رءیس حزب تصمیم بگیرد آیا می خواهد او را اخراج کند یا خیر. در این بین نخست وزیر باید پاسخگوی نمایندگان باشد و معمولا دعوا و آبروریزی هم در صحن مجلس به همراه هو و انگشت نمایی خیلی اتفاق می افتد.
قوانین که تصویب شد به مجلس اعیان (بخوانید خبرگان ) می رود که آنها می توانند قانون را برای تعدیل برگردانند یا کلا مخالفت کنند با رای مردم یا نمایندگان مردمی. در این صورت دوباره دعوا می شود و این بار داور ملکه (بخوانید ولایت فقیه ) است که می تواند با رای مردم و نمایندگان مخالف یا موافق باشد. این اتفاق کمتر از دویست سال است که نیفتاده است. پس معمولا رای مجلس عوام توسط اعیان تایید می شود و غاءله می خوابد.
متاسفانه تمرین اشد دموکراسی به صورت رفراندوم امسال همه را گرفتار کرده است. اکثریت کم سواد و محروم انگلیس طبق معمول مطابق تحریکات راست افراطی ها رای به خروج از اروپا داده اند به دلایل واهی از قبیل بیگانه ترسی موزهای صافی که از اروپا وارد می شود ! و پولی که برای عضویت به اتحادیه داده می شد. تا اینجا دموکراسی به اندازه کافی برای توده ها ضرر داشته است.
حالا خنده دار اینکه
۱.  اکثریت که به مدد دموکراسی توانست این رای را بدهد با اینکه چگونگی خروج ( فصل پنجاه ) توسط مجلس نظارت شود مخالفت داشت و می خواست که نخست وزیر (که برخلاف همیشه توسط هیچکس انتخاب نشده ) شخصا فصل پنجاه را بدون نظارت مجلس انجام دهد. نزدیک بود آشوبهای خیابانی رخ بدهد که دادگاه دخالت کرد و رای داد که بالاخره مجلس هم حق دارد و لطفا ای توده های مردمی اجازه بدهید نمایندگان شما بر عملکرد دولت خودکامه نظارت کنند لطفا. توده ها هم با غرغر رضایت دادند.
۲. در مجلس عوام حزب کارگر که تابحال مخالف خروج از اروپا بود - به درستی- در لحظه آخر دستور داد که نمایندگانش به سندی (کاغذ سفید) رای بدهند که فردای روز رای گیری اعلام می شد. چون تهدید شده بود که اگر رای مثبت ندهد (به سند ندیده نوشته شده توسط نخست وزیری که توسط نمایندگان مردم انتخاب نشده) توده ها شورش می کنند! کاغذ سفید که نخست وزیر به زور سرنیزه راضی شد بنویسد سرشار از غلطهای نوشتاری و اشتباهات آماری فردا روز منتشر شد و نشانگر هیچ سیاستی نیست.
۳. مجلس اعیان قرار است به فصل پنجاه رای بدهد. گفته می شود که اعیان تهدید شده اند که اگر به فصل پنجاه رای ندهند مجلس اعیان منحل می شود ( بخوانید به توپ متافوریک بسته می شود).
۴. فردای روز تایید فصل پنجاه توسط مجلس سه قانون تصویب شد -اول اینکه دیگر پناهنده کودک بی سرپرست نمی گیریم ( بخوانید همه می توانند در اردوگاه بمیرند یا در راه مورد تجاوز قرار بگیرند.). دوم اینکه پول عضویت اروپا که قرار بود خرج خدمات درمانی مجانی توده ها شود ( در تبلیغات راست افراطی) خرج خدمات درمانی نخواهد شد ( رای توسط راست افراطی) . سوم اروپایی هایی که دهه ها در انگلیس کار و زندگی می کردند نخواهند توانست تبعه انگلستان شوند.

به عبارت دیگر توده های زحمتکش به مدد دموکراسی خودکشی کردند. برای اولین بار در زندگیم امیدوارم که اعیان در مقابل توده ها بایستند و به فصل پنجاه رای ندهند. برای اولین بار فکر می کنم کاش توده ها در روز همه پرسی عوض رای دادن می رفتند سینما یا یکشنبه بازار و اینطور خدمات درمانی مجانی شان را و احتمالا کار و بیمه بیکاریشان را مفت و مجانی از دست نمی دادند.


هیچ نظری موجود نیست: