میرم از کتابفروشی کتاب دست دوم بخرم.
دست دوم ۳ فرانک ، دست اول ۹۰ فرانک، از روی اسم نویسنده دو تا کتاب برمیدارم، یه بالزاک، یه بوتزاتی، چند تا رمان گاری و آگاتا کریستی هم هستن که از خیرش میگذارم، فروشنده مثل همهٔ کتابفروشهای پیر ایرانه، با یه مغازه با قفسههای چوبی، که بیشتر از ظرفیتشون کتاب بارشون شده.
کتابا رو بهش میدم حساب کنه، با لهجهٔ غلیظ ایتالیایی میگه، مال کدوم کشوری؟ میگم لیقان، میگه ایران؟
میگم آره، میگه لهجت رو نتونستم تشخیص بدم، یه جور آشنا نگام میکنه، لبخندش هم اشناست. بهم میگه دانشجویی؟ میگم اره، میگه موفق باشی، حرف بیشتری نداریم بزنیم، هر دو با تاسف خدافظی میکنیم.
باز هم میرم ازش کتاب بخرم.
ارادتمند: سارا 9/28/2008 10:25:00 PM
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 نظر:
ارسال يک نظر