زندگی با همه سختیهاش به خودش می ارزه.
زندگی با همه سختیهاش به خودش می ارزه.
ارادتمند: سارا 7/11/2009 09:02:00 AM 1 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
ارادتمند: سارا 7/07/2009 08:29:00 AM 1 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
خوب. این کار شدید این سحرخیزی اجباری این خستگی و کوفتگی شبها خوبه به دو دلیل. اول اینکه فکر وخیال و استرس این روزها رو با سیلابش می روبه و می بره. دوم بعد از حدود یک سال تن پروری کاملا لازمه. هرچند نمی دونم تا کی بدنم به این سیستم جواب می ده.
امروز صبح که در این خنکای غبارآلود پیاده روی می کردم فکر می کردم هزارها راه برای خوشحال بودن می شناسم و آیا عمرم به امتحان همه شون قد می ده؟ فقط می دونی چیه؟ دارم فکر میکنم کاش با آزادی بدنیا می اومدیم. منظورم اصلا آزادی از هر نوعی که فکرش رو می کنید نیست. آزادی رها شدگی. این که به امون خدا رها بشی. این که هیچ تعهدی قبل از تولد پابندت نکنه. اینکه به محض دنیا اومدن در کاست خاصی به عالم و آدم مدیون نباشی. همین. آزاد به اندازه یک بچه سرراهی. اونوقت چقدر زودتر می شد شروع کرد به امتحان انواع خوشحالی در دنیا.هربار از نو. فکر میکنم دوسال برای هر نوع زندگی کافیه و می شه رفت سراغ بعدی و فرض کن که در زندگی حتی پنجاه ساله ت می تونستی پونزده جور زندگی رو تجربه کنی. کاملا کافیه. نیست؟
عیبی نداره می تونم فرض کنم که من از بیست و نه سالگی بدنیا اومدم. مدیون به هیچ کس. متعهد به هیچ کس. عضو هیچ جا. متعلق به هیچ جا. بد هم نیست. فرضا که من نسبت به حالت طبیعی یه ده دوازده سالی هدر داده م. اصلا می شه فرض کرد که من دوازده سال به خاطر برداشتن یه اعلامیه از روی زمین زندان بوده م. می خوام فرض کنم که نوزده تیر 88 دنیا اومده م. بالاخره از نوزده تیر 98 که بهتره.
ارادتمند: سارا 7/07/2009 08:27:00 AM 0 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
من معتقدم روزگار به پاداش نیکی آدمها علاوه بر چیزهای دیگه در طول زمان بهشون لبخندهای زیبا هدیه می ده.
و برعکس. اگر آدم میانسالی رو می بینید که فکر می کنید آدم خوبیه ولی لبخند زشتی داره ( صرف نظر از زشتی و زیبایی چهره آدمها)اون آدم در جنبه ای که نمی بینید آدم خوبی نیست و برعکس. این یه حکم نیست یه نتیجه تجربیه. من به لبخند آدمها اعتماد می کنم حتی به نه چشمهاشون. آدمهایی که هرگز لبخند نمی زنند که هچچچچ!!!
ارادتمند: سارا 7/01/2009 05:44:00 PM 1 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
کجاست؟...
زیباتر جایی برای زیستن
زیباتر جایی برای مردن...
ارادتمند: سارا 7/01/2009 05:14:00 PM 0 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
به یاد تریفون تورنسل
یاد تورنسلم این روزها به شدت.
با اون بارونی نیمدار یشمیش.
یعنی هیچ کس قد تورنسل همیت نداره؟ اون جایی که از دست دادن با یه دیکتاتور امریکای جنوی استنکاف می کنه و صراحتا می گه من دستی رو که به خون آلوده ست نمی فشارم.
آیا هیچ دانشمندی هیچ شخص فکوری هیچ انسان آزاده ای در جلسات دوستان وجود داره که قدر این شخصیت کارتونی با گوشهای سنگینش همیت داشته باشه؟
هیچ کس توی مجلس نیست مثل طالقانی بشینه روی زمین به اعتراض؟
یه مثال غیرکارتونی یا زنده؟ حتی یکی؟
ارادتمند: سارا 6/27/2009 10:46:00 AM 0 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
اگر شرافت برات مهمه بیش نهاد می کنم درتو بذاری. محکم.
می گم فلان کارو کردی؟ می گه از آلمان مهمون داشتم. وقت نشد. اون ورا چه خبر؟ ما که از ترسمون دیگه تابستون هم نمیایم.
میگم ترس نداره. می تونی از خونه ت نری بیرون.
می گه نه دیگه نمی تونیم اینهمه بی تفاوت باشیم!!!!
(توضیح واضحات به علت حرص خوردن: از ترس نمیاد سمت ایران بعد می گه نمی تونم بی تفاوت بمونم!!!! )
میگم: به هرحال دیگه تو خیابونا خبری نیست. عمده ش تموم شده.
می گه : آخه اینجا اخباری می شنویم که شما اصلا تو ایران ازش مطلع نمی شین!!!
حرصم دراومده می گم به هرحال من الان خوشحالم که ایرانم حداقل هیچ کاری اگه نمی کنم بیش بقیه م.
می گه : ما هم اینجا خیلی کارها می کنیم مثلا بچه ها رفته ن زوریخ اعتراض حتی جلوی سازمان ملل حتی چهرها شون شناسایی شده!!!
(توضیح واضحات : آیا ترس از شناسایی شدن در سوییس برای کسی که با چنگ و دندون حاضره بمونه اونجا و باشو ایران نذاره اصلا با تظاهرات در تهران قابل مقایسه ست؟ )
من نمی خوام بگم کسانی که در نقاط امن دنیا به وقایع ایران اعتراض می کنن کارشون کم ارزشه. ولی می خوام بگم اگر واقعا برات تفاوت می کرد یه بلیط می گرفتی با می شدی می اومدی. و اگر این کارو به هر دلیل غیر از پناهنده سیاسی بودن نکرده ای به من نگو که نمی تونی بی تفاوت باشی
هیچ کاری نکردن خیلی وقتا از کردن خیلی کارها پرمفهوم تره.
عارم میاد از خیلیها که ایشانند.
--------------------------------------------------------------------------------
در راستای شریک کردن شما با حرص خوردن خودم: این خانم که همکلاسی من در سوییس بود و بواسطه شوهرش که دکترا می خوند اومده بود و بعد از یک سال به علت سر رفتن حوصله ش شروع کرده بود به فوق لیسانس خوندن ( که تا اینجاش خیلی هم تحسین برانگیزه) و اوایل هم صدا با من می گفت که ایران خیلی خوبه و حتما برمی گرده چون که در شهرکرد خونه شون بالا شهره و دکترن و خیلی احترام دارن و کلا در زندگی خیلی احساس خوشبختی می کنه و وقتی درس شوهره تموم شد و دید که رسما باید کاسه کوزه رو جمع کنه و برگرده تصمیم گرفته بود از شوهرهش جدا شه و بمونه اروبا و معتفد بود شوهری که باشو به اروبا باز کرده مزاحمه و ناراحت بود که چرا زود ازدواج کرده و گرنه می تونست با یه سوییسی ازدواج کنه و بمونه.
و حالا با دعواهای بسیار شوهره رو قانع کرده که بست داک بخونه و بمونن توی اروبا. چون به هرحال حتی در اروبا داشتن شوهری که خرج آدم رو بده بهتر از اینه که آدم خودش رو خسته کنه و زندگیشو تامین کنه. حتی شوهری که حضورش مزاحم بدست آوردن باسبورت سوییسیه .
به نظر من بعضی ها باید در زندگی کلا درشون رو بذارن. چه در مورد مسایل سیاسی چه در مورد مسائل انسانی .
عارم میاد از انسانهایی که ایشانند.
ارادتمند: سارا 6/27/2009 10:23:00 AM 0 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
در راستای همسویی با اهداف سال اصلاح الگوی مصرف و حذف اس ام اس از سبد مصرفی خانوار و عدم امکان تماس با استعمار بیر و جوان به طور کامل فکر می کنم این ماه قبض موبایلها نصف بشه و درآمد مخابرات تنزل قابل ملاحظه ای کنه.
دمشون گرم به من که ثابت شد بدون اس ام اس هم می شه به خوبی زندگی کرد.
ارادتمند: سارا 6/24/2009 12:12:00 PM 0 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
مسابقه هفته
اين آگهي صدا و سيما در رابطه با تحويل فيلمهاي اغتشاشات اخير جهت شناسايي عناصر آشوب طلب شما رو به ياد كدوم قسمت بارهستي يا همون سبكي تحمل ناپذير زندگي مي ندازه؟
علاقمندان شركت در مسابقه پاسخ خود را براي ميلان كوندرا جهت تامين ماده خام براي رمانهاي بعدي ارسال نمايند.
ارادتمند: سارا 6/22/2009 09:59:00 AM 0 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام
اگه همه ميخواستن مثل من بي همت باشن هم عراق مي اومد اينور اروند هم ولدمورت الان داشت به ريش ما مي خنديد.
دم جوونا گرم.
ارادتمند: سارا 6/16/2009 12:28:00 PM 0 نظر پيوندهای مربوط به اين پيام